تبليغاتX
دختر هزاره
افغانستان زنده و بیدار است چون مردمی زنده و بیدار دارد.
 

گردو خاک وبلاگم را می تکانم . چند ماهی شده به نظرم  که نیستم .دلم تنگ شده بود برای این صفحه برای وبلاگی که سالها با آن بودم با آن بزرگ شدم و زندگی کردم. یادم می آید پنجم دبستان بودم ...چه زود می گذرد همه چی و من عاشق ثانیه های زندگیم هستم .شاید غمگین باشد آخرین سال تحصیلی.دلم برای مدرسه تنگ میشود تنگ شده است.الان در وسط امتحانای دی ماه هستم خوب بوده راضی هستم از خودم .خیلی راضی هستم .و گاهی عاشق خودم میشوم...

باید زندگی کرد و احساس خوشبختی کرد باید حتی زیاد درس خواند باید صبحها وقتی بیدار شد که همه خواب اند باید شبها وقتی خوابید که همه خواب اند ... باید خوب بود باید خوش حال بود باید شکرگزار بود...

 

مرسی ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:21  توسط .:: آزاده ::.  |